عسلعسل، تا این لحظه: 13 سال و 14 روز سن داره

مهربان مهرماهی

خانوم دکتر آینده

دخترم بعد از یه سالگی علاقه شدیدی پیدا کردی به مداد برداشتن و خط خطی کردن دفتر و کاغذ.... منم بهت یه دونه دفتر خالی دادم تا راحت توشو پرکنی.... دخملکم از الان داری مشق مینویسی تا در آینده یه خانوم دکتر موفق بشی...     ...
12 بهمن 1393

عکسهای آتلیه ای

هدیه تولد عسل جونم عکسهای آتلیه بود....   عکسای خوشکل  از دختر نازم در آتلیه آبنوس....   این عکست رو بزرگ کردیم و روی شاسی زدیم واسه تو پذیرایی خونه     بقیه عکسارو هم سایز یکم کوچیکتر گرفتم که بعدا اوناروهم شاسی کنم و به دیوار اتاقت بزنم...                 فدای خودتو ژستای خوشکلت بشم.بووووووس ...
8 بهمن 1393

ایستادن مقدمه ای برای راه رفتن.....

دختر ناز من دیگه از 4دست و پارفتن خسته شده.... عسلی پایان 8ماه 4دست و پارفت و در پایان یه سالگی ایستادن روی پا و شروع به قدم زدن و گام برداشتن کرد....   دیگه این شروع شیطنت و کنجکاوی بود....دست زدن به همه چیز و شکوندن چندتا از وسایل دکوری .... ...
8 بهمن 1393

تولد تولد تولدت مبارک.....

...هستی من دختر ناز و دوست داشتی .از روزی که تپشهای قلبت در وجودم طنین انداز شد...هر لحظه از عمرم به خوشبختی و شادکامی میگذرد....     ... امیدورام همیشه زنده و سلامت باشی و قلبت به خوشی و شادمانی بتپه.... ...اینو بدون مامانی و بابایی عاشقت هستن تک گل باغ عشق.....   دختر ناز و مهربونم یکسال از روزی که خداوند مهربون تورو بهم هدیه داد میگذره.... چقدر لحظات شیرین و زیبایی داشتیم تو ای یک سال... هرروز شاهاد قد کشیدن و بزرگ شدنت بودیم و چقدر برامون لذت بخش بود که بزرگ شدن ثمره عشقمونو میدیدیم..... از خداوند مهربون همیشه متشکر و سپاسگذارم که با فرستادن یکی از فرشته...
8 بهمن 1393

ترتیب شکوفه زدن مرواریدای عسل جونی

دوتا مروارید سفید  پایینی گل دخترم که پایان 8 ماهگی شکوفه زد....   مرواریدای بالا هم دوتاش تو 10ماه که بودی رفته بودیم مشهد دراومد.....ودوتای بغلش هم یه هفته بعد   دندون آسیای پایین سمت چپت هم تو 12ماهگی در اومد...   آسیای بالایی هم یه هفته بعد و ...   دندونای جلوی فک و پایین هم 13ماهگی....     دندون آسیای پایین سمت راستت هم توی 14ماه دراومد و الانم منتظرم بالاییش در بیاد....   به امید اینکه همه مرواریدای سفید دخترکم به خوشی و سلامتی شکوفه بزنه.... ازاین به بعد هم باید مرتب مسواک بزنی تا خدای ...
8 بهمن 1393

سفر یه روزه

یه سفر دیگه از عزیز جون و همراه هم رفتن به یه سفر یه روزه به یه ویلای جنگلی.... متاسفانه خیلی مه بود ونشد از منظره زیبای خود ویلا عکس بگیرم... خیلی خوب بود و خوش گذشت...ما خانوما تو خونه بودیم و کنار بخاری گرم میگرفتیم و پسرا هم رفته بودن بیرون دور آتیش داشتن قلیون میکشیدن و حرف میزدن.... عسل ناز مامان هم همش اینور و اونور چاردست و پای میرفت...دوتا اتاق به وسیله یه پنجره کوچولو بهم مرتبط بود که توام علاقه خاصی به اونجا نشون میدادی و همش اونجا بودی...   طبیعت زیبا و واقعا دیدنی   ...
7 بهمن 1393

چنتا عکس همینجور دل بخواهی

غذاخوری سنتی ودر حال بازدید منو جهت انتخاب غذا در حال زرد آلو خوردن   بازی کردن اونم در حالت لمیده     وقتی یهوو فلش دوربین میخوره بهت   ویه خنده ناناز و خوردنی ...
7 بهمن 1393